تبليغاتX
آهنگ زندگی
آهنگ زندگی
امروز سینما کلید توسعه کشور است
 

در وصف تو چه مي توان گفت؟

 

2 نوشته شده در  پنجشنبه 26 اردیبهشت1387ساعت 2 قبل از ظهر  توسط محمود صادق پور  | 


حریم شخصی

 

2 نوشته شده در  یکشنبه 22 اردیبهشت1387ساعت 3 بعد از ظهر  توسط محمود صادق پور  | 

براي چي؟

در ماه چقدر حقوق مي گيريد. اگر تمام حقوق ۲۰ يا ۳۰ ساله تون رو جمع كنيد مي تونيد باهاش يك خونه بخريد. اگر ۲۰ ميليون داشته باشي و ماهي ۷۰۰ ـ  ۸۰۰ هزار حقوق مي شه خوب زندگي كرد. ولي كدوم يكي از ما اين شرايط رو داريم. كدوممون بدون پشتوانه مي تونيم اين وضعيت رو داشته باشيم. وقتي مي شه با فروش ملكي در حد ۵۰۰ ـ ۶۰۰ ميليون يك خونه در تورنتو خريد، ما داريم براي چي زحمت مي كشيم. براي كي زحمت مي كشيم.

 

2 نوشته شده در  شنبه 21 اردیبهشت1387ساعت 4 بعد از ظهر  توسط محمود صادق پور  | 

ايده ساخت فيلم

ماجراي فردي كه خانواده خود را از دست داده و تنها برايش 5 "دوست" باقي مانده است. او تلاش مي كند كه اين 5 نفر را از دست ندهد. مثلا يكي از آن ها را كه سخت مريض است، تيمارداري مي كند، يكي ديگر كه راننده جاده است را تلاش مي كند تا بازنشسته كند تا مبادا تصادف كند. و ...
از اون ايده هاي نابه ها. خدا توفيق بده براي ساختش.

 

2 نوشته شده در  چهارشنبه 18 اردیبهشت1387ساعت 12 بعد از ظهر  توسط محمود صادق پور  | 

چرا
 

 

چرا اين همه فضاي فيلم هاي ما پر از ماجراهاي عاشقانه تكراري، دختران فراري، اعتياد، طلاق، و ... هست. يعني اين موضوعات اين قدر كشش دارن يا شايدم نشون دهنده زيادشدن اين مسائل در جامعمون هست. چرا كسي راجع به اين اقتصاد لعنتي فيلم نمي سازه. چرا كسي درباره عكاس ها، درباره زندگي شركت هاي كوچك و ... فيلم نمي سازه. اگه دقت كرده باشين اين فيلم ها در دنيا فروش خوبي داره.

 

2 نوشته شده در  شنبه 14 اردیبهشت1387ساعت 1 بعد از ظهر  توسط محمود صادق پور  | 

محل

به نظر شما چرا ما سعي مي كنيم به افرادي كه محلمون نمي دن نزديك بشيم. چي رو مي خواهيم اثبات كنيم. وقتي يكي نسبت به تو بي توجه هست چرا تو مدام خودت رو كوچيك مي كني؟
...
ولي يه موقع هست كه طرفمون برادر كوچيك ترمونه يا مادرمونه يا خيلي هاي ديگه. و از طرفي مي دونيم كه داره اشتباه مي كنه. پس سعي مي كنيم يك جوري بهش بفهمونيم. قبول دارم كه بعضي افراد اگر به آدم توهين هم كنن باز هم نمي تونيم ازشون دل بكنيم.

تو نيكي مي كن و در دجله انداز ...

 

2 نوشته شده در  یکشنبه 8 اردیبهشت1387ساعت 5 بعد از ظهر  توسط محمود صادق پور  | 

شهر وارونه
 

دقت كردين رفتار بعضي از آدم ها دقيقا لقمه رو دور سر چرخوندن هست. و البته در مواقع لازم، هر جا به نفعشون باشه اون رفتار درست رو انجام مي دن.
مثلا من رفته بودم بانك. كلي بايد توي صف وايستي كه نوبتت بشه و يك نفر (فقط يك نفر) كارت رو انجام بده. اما به محض اينكه ساعت كار بانك تموم شد، ديدم كه رئيسشون اومد و چند تا از فيش ها رو برداشت و رفت ميز خودش و به طرفه العيني صف شكسته شد و كار همه هم انجام شد. صفي كه دو ساعت طول كشيده بود تا به من برسه حالا در عرض 10 دقيقه به پايان رسيد. در خيلي از جاهاي ديگه هم همين وضع هست. به نظر من يك ايده خوب براي فيلم همين وارونگي است.

 

2 نوشته شده در  دوشنبه 2 اردیبهشت1387ساعت 12 بعد از ظهر  توسط محمود صادق پور  |