تبليغاتX
آهنگ زندگی
آهنگ زندگی
امروز سینما کلید توسعه کشور است
خدا لعنت کند این مترجمین را

شما چه نظری درباره مترجم دارید؟ کسی که رابط فرهنگی بین دو زبان یا فرهنگ است. کسی که حق زیادی به گردن مردم دارد و با برگردان کتاب های مهم هر زبان به زبان دیگر خدمت بزرگی به هر دو فرهنگ می کند: به زبان اصلی به خاطر کمک به ترویج آثارشان و به زبان مقصد به خاطر کمک به ترویج علم و آشناکردنشان با فرهنگ و تمدن ملل مختلف.
بله. اما نکته ای که از آن غافل شده ایم این است که کاری به کار مترجم به خاطر همه این نقش هایی که ایفا می کند، نداریم و رها کرده ایمش به امان خدا. هر طور که دلش می خواهد ترجمه کند. مهم نیست که چه بلایی بر سر زبان مقصد مثلا زبان فارسی می آورد.
امروزه انواع و اقسام واژه های انگلیسی در زبان فارسی رایج شده. بدبختی آنجاست زمانی که برای این واژه های جدید معادلی هم پیدا می شود دیگر آن قدر دیر شده که آن واژه یا عبارت در بین تک تک افرادی که با آن علم (مثلا ادبیات یا فیزیک یا شیمی یا حتا علوم اجتماعی) سروکار دارند، رایج شده است که دیگر نمی توان آن را از زبان مردم جدا کرد. مردم عادی هم که دلشان قند می شود که چند کلمه قلمبه سلمبه انگلیسی را لابه لای حرف هایشان بگنجانند. تازه همان "نخبه ها" هم می میرند برای این واژه ها چه رسد به مردم عادی. و وقتی به آنها اعتراض هم کنی به آن اندازه به حرفت اهمیت می دهند که محمود شوکت به حرف های خانواده اش.
و روز به روز این وضعیت بدتر هم می شود. نگاهی به این جمله بیاندازید:

پرفورمنس "پیامبر رحمت" به سرپرستی بهزاد جاودانفر از امروز تا ۳۱ مرداد در تالار آبی کاخ نیاوران اجرا می شود. روزنامه خراسان، ۲۹/۵/۸۵، صفحه ادب و هنر.

چی می شد که نویسنده از واژه نمایش به جای پرفورمنس استفاده کند. اگر فرض را بر این بگذاریم که از واژه هایی مانند تکنولوژی به خاطر کاربرد زیاد آن و جاافتادن آن در زبان فارسی به جای فناوری استفاده شود (که این فرض هم غلط است) دیگر این پرفورمنس چیست به جای نمایش.

 

2 نوشته شده در  دوشنبه 30 مرداد1385ساعت 10 قبل از ظهر  توسط محمود صادق پور  | 

من نیستم
 

چیزی که با آن اصلا موافق نیستم این است که بسیاری از وبلاگ ها بعد از مدتی تعطیل می شوند. البته هرکسی هر جوری دوست دارد می تواند رفتار کند ولی فکر کنم ننوشتن یک جوری از نبودن حکایت دارد. من که لینک دوستانی که خداحافظی کرده اند را برداشتم.

 

2 نوشته شده در  یکشنبه 22 مرداد1385ساعت 1 بعد از ظهر  توسط محمود صادق پور  | 

همسایگی خداوند
 

معمولا یکی از ملاک های خرید خانه، همسایه های آن خانه (یعنی محله آن) است. ما به دنبال خونه ای می گردیم که همسایه های خوبی داشته باشد. چند روز پیش با دوستی که قصد خرید خونه رو داره صحبت می کردیم. به نکته جالبی اشاره کرد: می گفت یک مورد دیده اند که شرایط خوبی داره اما چون همسایه مسجد هست از خرید منصرف شده اند. به این دلیل که موقعی که بخواهند آن را بفروشند مشتری کمی خواهد داشت!!!!!

 

2 نوشته شده در  چهارشنبه 18 مرداد1385ساعت 4 بعد از ظهر  توسط محمود صادق پور  | 

 


کسی که برای کار دنیا از دین کوتاهی کند، خداوند او را به چیزی دردناک تر مبتلا می سازد.

                                                                                                           علی (ع)

 

2 نوشته شده در  چهارشنبه 18 مرداد1385ساعت 4 بعد از ظهر  توسط محمود صادق پور  | 

موضوع مناسب برای فیلم نامه نویسی (سریال نویسی)

 

زندگی پیامبر از هجرت به مدینه تا قبل از وفات با نام "پیامبر امّی"

 

2 نوشته شده در  چهارشنبه 11 مرداد1385ساعت 4 بعد از ظهر  توسط محمود صادق پور  | 

قطع آب و نتیجه عکس
 

این روزها در مشهد به علت کمبود 34 درصد منابع تامین آب شرب، روز یا روزهایی از هفته مناطقی که قبلا طبق برنامه اعلام شدن بدون آب هستند. نکته ای که این وسط خیلی توجه من رو به خودش جلب کرد هدررفتن آب در اثر همین قطعی بود. یعنی به جای اینکه این کار باعث صرفه جویی در مصرف بشه برعکس باعث هدررفتن بیش تر آب می شه. چه جوی؟ عرض به حضور شما، در خیلی از مکان ها به خصوص مکان های اداری که بی حساب و کتاب هست وقتی شیر آب رو باز می کنند و می بینن که آب نمیاد از بستن شیر خودداری می کنن حالا رو چه حسابی نمی دونم، شاید این کار رو می کنن که زمانی که آب اومد خبردار بشن!!! خلاصه بعد هم از خونه یا محل کار می رن و ای دل غافل آب که اومد تا چند ساعت همین جوری هدر می ره تا یکی اون هم کاملا اتفاقی پیدا بشه و شیر رو ببنده. یعنی معادل همون آبی که اون مکان به طور متوسط در اون روز مصرف می کرده و با قطع آب قرار بوده صرفه جویی بشه به هدر می ره پس کاش قطع نمی شد لااقل مصرف می کردن. همین شنبه زمانی که ما اومدیم سر کار دیدیم که سقف اومده پایین. قضیه چی بود: روزهای پنج شنبه محله ما (بولوار معلم) آب نیست. بالایی ها هم فراموش کردند که شیر آب رو ببندند از شب جمعه تا صبح شنبه شیر آب باز بوده همین جور می یومده. همین جور می یومده. حالا حساب کنید چقدر آب رفته که سقف رو پایین آورده.
خلاصه یادتون باشه هر شیری رو که باز می کنید چه آب بود چه نبود بلافاصله ببندید. و وقت بیرون رفتن هم همون طور که شیر گاز رو کنترل می کنید شیرهای آب رو هم بازبینی کنید.
شاید ما از روی عادت به میزان آبی که هدر می ره توجهی نکنیم. اما برای اینکه ارزشش رو محاسبه کنیم کافیه این سوال ساده رو از خودمون بپرسیم:
با اون مقدار آب که هدر رفت چند نفر رو می شد از "مرگ حتمی بر اثر تشنگی" نجات داد؟

 

2 نوشته شده در  سه شنبه 10 مرداد1385ساعت 5 بعد از ظهر  توسط محمود صادق پور  | 

لبنان
 

من از اینکه می بینم در اکثر وبلاگ ها خبری از اوضاع لبنان نیست، ناراحتم. فکر کنم دو علت می شه براش آورد: اول اینکه می گن به ما چه، دلشون نمی خواد روزشون رو با صحبت از جنگ به تلخی تبدیل کنند. دوم اینکه برعکس کاملا نگران هستن و صحبت نکردن از اون به معنی بی تفاوتی نیست. مثل این: جنگ و پیامدهای آن چیزی نیست که کسی بتواند آن را نادیده بگیرد. اگر از آن چیزی نمی‌نویسیم به این دلیل نیست که نخواسته‌ایم بنویسیم. مثل خیلی چیزهای دیگر، نوشتن از آن سخت است. دل و جرات می‌خواهد و تبحر که من ندارم. اما می‌دانم که باید نوشت.
به نظر من شرم آورترین مساله در این جنگ حمایت نکردن روسای کشورهای سنی مذهبه. ظاهرا اسرائیلی ها به اون ها گفتن چند هفته دندون رو جیگر بذارین ما دخل این شیعیان حزب اللهی رو درمی آریم. هم ما به هدفمون می رسیم هم شما از شرشون خلاص می شین و نفوذ ایران در این منطقه هم از بین می ره.

 پ.ن: مریم مهتدی از لبنان می نویسد

 

2 نوشته شده در  شنبه 7 مرداد1385ساعت 3 بعد از ظهر  توسط محمود صادق پور  | 

موضوع مناسب برای فیلم نامه نویسی

جنگ و صلح در فرهنگ ملل مختلف

 

2 نوشته شده در  چهارشنبه 4 مرداد1385ساعت 6 بعد از ظهر  توسط محمود صادق پور  | 

یو هوووو
 

من دانشگاه رشته عکاسی و فیلم برداری قبول شدم.

 

2 نوشته شده در  یکشنبه 1 مرداد1385ساعت 3 بعد از ظهر  توسط محمود صادق پور  |