پرفورمنس "پیامبر رحمت" به سرپرستی بهزاد جاودانفر از امروز تا ۳۱ مرداد در تالار آبی کاخ نیاوران اجرا می شود. روزنامه خراسان، ۲۹/۵/۸۵، صفحه ادب و هنر.
چی می شد که نویسنده از واژه نمایش به جای پرفورمنس استفاده کند. اگر فرض را بر این بگذاریم که از واژه هایی مانند تکنولوژی به خاطر کاربرد زیاد آن و جاافتادن آن در زبان فارسی به جای فناوری استفاده شود (که این فرض هم غلط است) دیگر این پرفورمنس چیست به جای نمایش.
چیزی که با آن اصلا موافق نیستم این است که بسیاری از وبلاگ ها بعد از مدتی تعطیل می شوند. البته هرکسی هر جوری دوست دارد می تواند رفتار کند ولی فکر کنم ننوشتن یک جوری از نبودن حکایت دارد. من که لینک دوستانی که خداحافظی کرده اند را برداشتم.
معمولا یکی از ملاک های خرید خانه، همسایه های آن خانه (یعنی محله آن) است. ما به دنبال خونه ای می گردیم که همسایه های خوبی داشته باشد. چند روز پیش با دوستی که قصد خرید خونه رو داره صحبت می کردیم. به نکته جالبی اشاره کرد: می گفت یک مورد دیده اند که شرایط خوبی داره اما چون همسایه مسجد هست از خرید منصرف شده اند. به این دلیل که موقعی که بخواهند آن را بفروشند مشتری کمی خواهد داشت!!!!!
کسی که برای کار دنیا از دین کوتاهی کند، خداوند او را به چیزی دردناک تر مبتلا می سازد.
علی (ع)
زندگی پیامبر از هجرت به مدینه تا قبل از وفات با نام "پیامبر امّی"
این روزها در مشهد به علت کمبود 34 درصد منابع تامین آب شرب، روز یا روزهایی از هفته مناطقی که قبلا طبق برنامه اعلام شدن بدون آب هستند. نکته ای که این وسط خیلی توجه من رو به خودش جلب کرد هدررفتن آب در اثر همین قطعی بود. یعنی به جای اینکه این کار باعث صرفه جویی در مصرف بشه برعکس باعث هدررفتن بیش تر آب می شه. چه جوی؟ عرض به حضور شما، در خیلی از مکان ها به خصوص مکان های اداری که بی حساب و کتاب هست وقتی شیر آب رو باز می کنند و می بینن که آب نمیاد از بستن شیر خودداری می کنن حالا رو چه حسابی نمی دونم، شاید این کار رو می کنن که زمانی که آب اومد خبردار بشن!!! خلاصه بعد هم از خونه یا محل کار می رن و ای دل غافل آب که اومد تا چند ساعت همین جوری هدر می ره تا یکی اون هم کاملا اتفاقی پیدا بشه و شیر رو ببنده. یعنی معادل همون آبی که اون مکان به طور متوسط در اون روز مصرف می کرده و با قطع آب قرار بوده صرفه جویی بشه به هدر می ره پس کاش قطع نمی شد لااقل مصرف می کردن. همین شنبه زمانی که ما اومدیم سر کار دیدیم که سقف اومده پایین. قضیه چی بود: روزهای پنج شنبه محله ما (بولوار معلم) آب نیست. بالایی ها هم فراموش کردند که شیر آب رو ببندند از شب جمعه تا صبح شنبه شیر آب باز بوده همین جور می یومده. همین جور می یومده. حالا حساب کنید چقدر آب رفته که سقف رو پایین آورده.
خلاصه یادتون باشه هر شیری رو که باز می کنید چه آب بود چه نبود بلافاصله ببندید. و وقت بیرون رفتن هم همون طور که شیر گاز رو کنترل می کنید شیرهای آب رو هم بازبینی کنید.
شاید ما از روی عادت به میزان آبی که هدر می ره توجهی نکنیم. اما برای اینکه ارزشش رو محاسبه کنیم کافیه این سوال ساده رو از خودمون بپرسیم:
با اون مقدار آب که هدر رفت چند نفر رو می شد از "مرگ حتمی بر اثر تشنگی" نجات داد؟
من از اینکه می بینم در اکثر وبلاگ ها خبری از اوضاع لبنان نیست، ناراحتم. فکر کنم دو علت می شه براش آورد: اول اینکه می گن به ما چه، دلشون نمی خواد روزشون رو با صحبت از جنگ به تلخی تبدیل کنند. دوم اینکه برعکس کاملا نگران هستن و صحبت نکردن از اون به معنی بی تفاوتی نیست. مثل این: جنگ و پیامدهای آن چیزی نیست که کسی بتواند آن را نادیده بگیرد. اگر از آن چیزی نمینویسیم به این دلیل نیست که نخواستهایم بنویسیم. مثل خیلی چیزهای دیگر، نوشتن از آن سخت است. دل و جرات میخواهد و تبحر که من ندارم. اما میدانم که باید نوشت.
به نظر من شرم آورترین مساله در این جنگ حمایت نکردن روسای کشورهای سنی مذهبه. ظاهرا اسرائیلی ها به اون ها گفتن چند هفته دندون رو جیگر بذارین ما دخل این شیعیان حزب اللهی رو درمی آریم. هم ما به هدفمون می رسیم هم شما از شرشون خلاص می شین و نفوذ ایران در این منطقه هم از بین می ره.
پ.ن: مریم مهتدی از لبنان می نویسد
من دانشگاه رشته عکاسی و فیلم برداری قبول شدم.