تبليغاتX
آهنگ زندگی
آهنگ زندگی
ای برادر تو همه اندیشه ای مابقی را استخوان و ریشه ای
تدریس

حالا شدیم مدرس. در یک مرکز مهارت آموزی سینمایی. نمی دونم چرا دلم می خواد هنوز نرفته زودتر تموم بشه. اکثرا شاغل هستند و فقط یک مدرک دیپلم می خوان. برای خودم این فایده رو داره که بخشی از مطالب ترم های پیش رو می تونم دوره کنم. و برای کنکور آماده بشم. البته اگه رشته ما (فیلم سازی) تا آخر امسال بیاد.

 

2 نوشته شده در  پنجشنبه 27 تیر1387ساعت 7 بعد از ظهر  توسط محمود صادق پور  | 

و اما نمایش

"منجی در اتاق 39 ویزیت می کند"، خوب بود. سالن 160 نفری حوزه هنری تکمیل شده بود. و این برای بازیگر تئاتر بسیار مهم است. در ایران بلیط فروشی برای تئاتر به آن معنا نداریم و اکثر کارها رایگان است و پولی از ارشاد یا حوزه هنری می گیرند. البته ارشاد برای کارهای خودش پول خوبی می دهد. در تهران هم بیش تر برای معروف ها مثل بهرام بیضایی، سمندریان، پری صابری و رحمانیان بلیط فروشی می شود. خودم ندیده ام اما می گویند حتی در تئاتر فجر در سالن ها 10 تماشاچی پیدا می شود.
و اما داستان مربوط به یک دکتر روانپزشک بود که بیماران خود را که از عذاب وجدان راحتی نداشتند، خلاص می کرد (می کشت). و البته بیمار آخری (که وجدان خودش بود).
تا یادم نرفته بگم که این البته تئاتر نبود. بلکه نمایش خوانی بود. بازیگران می نشینند و از روی نسخه و گرفتن حس پیام خود را منتقل می کنند.
این نمایش چند تایی هم سکه برده بود.

 

2 نوشته شده در  پنجشنبه 20 تیر1387ساعت 2 بعد از ظهر  توسط محمود صادق پور  | 

منجی در اتاق 39 ویزیت می کند


امشب قراره که برم دیدن تئاتر (برای اولین بار در عمرم) .به دعوت یکی از دوستان یعنی کارگردان این کار. ببینیم اولین تجربه چطور می شه. براتون می نویسم.

 

2 نوشته شده در  چهارشنبه 19 تیر1387ساعت 2 بعد از ظهر  توسط محمود صادق پور  | 

انتقام بزرگ
 


من فکر می کنم اگر دایی با این تیم صعود کنه به جام جهانی ما خیلی کیفور می شیم. چون انتقام بزرگی از خیلی ها گرفته و اون ها رو دعوت نکرده. چون اصولا دیکتاتوری رو دوست داره و الآنه اونجا حکومتی تشکیل داده. و نیز می دونیم که دیکتاتورها وقتی موفق بشن مردم رو خوشحال کنن، خیلی محبوب می شن.

 

2 نوشته شده در  چهارشنبه 12 تیر1387ساعت 2 بعد از ظهر  توسط محمود صادق پور  | 

نصف قانون

از یک طرف گفته می شه که در تابستون فقط باید ترم 8 هفته ای برگزار کرد. از طرف دیگه خودشون اجازه می دن که ترم 16 هفته ای در تابستون برگزار بشه! ما می خواهیم با این نصف قانون ها به کجا برسیم؟ چرا همه چیز با صحبت کردن حل می شه. اصلا این نکته مثبته یا منفی. به نظر شما می شه از دید مثبت هم به قضیه نگاه کرد؟

 

2 نوشته شده در  شنبه 8 تیر1387ساعت 4 بعد از ظهر  توسط محمود صادق پور  | 

 


و سپس هیچ کس نبود

 

2 نوشته شده در  یکشنبه 2 تیر1387ساعت 7 بعد از ظهر  توسط محمود صادق پور  | 

رفتن یا نرفتن مسأله این است

این قدر این دانشگاه ما مزخرف هست که اگه غیبت بیش از حد داشته باشی و درس رو حذف بشی به راحتی می تونی بری با آموزش صحبت کنی و امتحان بدی. اگه درس رو بیفتی به راحتی می تونی با مدیر گروه و این ور و اون ور صحبت کنی و قبول بشی. پس چرا ما میام دانشگاه. نمی شه من پول تمام این سه ترم باقی مونده رو یکجا بدم و خرداد سال دیگه بیام مدرکم رو بگیرم. می تونی جاسوسی کنی و یک سوم شهریه رو پرداخت کنی. می تونی با مراقب ها صحبت کنی و سر جلسه کاری به کارت نداشته باشن. حتی  از روی بقیه نگاه کنن و بهت برسونن (کاری که دیروز می کردن). می تونی باهشون صحبت کنی و بعد اتمام ثبت نام، بیای ثبت نام کنی. می تونی خیلی کارهای دیگه هم بکنی.

من باید یک عرضه ای بنویسم بفرستم یک جایی.

2 نوشته شده در  یکشنبه 26 خرداد1387ساعت 4 بعد از ظهر  توسط محمود صادق پور  | 

دوبله برای همیشه
 

به نظر شما می شه نرم افزاری نوشت که بتواند با استفاده از صدای دوبلورهای معروف به بازسازی صدای آن ها بپردازد و بدین ترتیب بتوان بعد از مرگ آن ها هم از صدایشان برای دوبله استفاده کرد. یعنی بشود اداکردن حروف الفبا توسط آنان را به نرم افزار داد و سپس نرم افزار بتواند آن صدا را برای معادل های غیر فارسی بازساری کند. البته با همان حس و حال صحنه مورد نظر.
خوب در این دنیا که چیز غیرممکن وجود ندارد!

 

2 نوشته شده در  سه شنبه 7 خرداد1387ساعت 9 بعد از ظهر  توسط محمود صادق پور  | 

عدول نكردن

داشتم مصاحبه لطيفي كارگردان روز سوم رو گوش مي كردم. به نكته جالبي برخوردم. مي گفت خيلي وقت ها استعاره ها رو نمي سازيم بلكه اون ها خودشون به سراغ ما مي يان فقط بايد از اون ها عدول نكنيم.
حرف جالبيه نه. آره همين طوره. گاهي اوقات لازم نيست يك معماي پيچيده رو خلق كنيم يا راه هاي جالبي رو ابداع كنيم. اين نوآوري ها خودشون به سراغ مي يان فقط نبايد بي تفاوت از كنارشون رد بشيم.

 

2 نوشته شده در  یکشنبه 5 خرداد1387ساعت 4 بعد از ظهر  توسط محمود صادق پور  | 

 

در وصف تو چه مي توان گفت؟

 

2 نوشته شده در  پنجشنبه 26 اردیبهشت1387ساعت 2 قبل از ظهر  توسط محمود صادق پور  | 


حریم شخصی

 

2 نوشته شده در  یکشنبه 22 اردیبهشت1387ساعت 3 بعد از ظهر  توسط محمود صادق پور  | 

براي چي؟

در ماه چقدر حقوق مي گيريد. اگر تمام حقوق ۲۰ يا ۳۰ ساله تون رو جمع كنيد مي تونيد باهاش يك خونه بخريد. اگر ۲۰ ميليون داشته باشي و ماهي ۷۰۰ ـ  ۸۰۰ هزار حقوق مي شه خوب زندگي كرد. ولي كدوم يكي از ما اين شرايط رو داريم. كدوممون بدون پشتوانه مي تونيم اين وضعيت رو داشته باشيم. وقتي مي شه با فروش ملكي در حد ۵۰۰ ـ ۶۰۰ ميليون يك خونه در تورنتو خريد، ما داريم براي چي زحمت مي كشيم. براي كي زحمت مي كشيم.

 

2 نوشته شده در  شنبه 21 اردیبهشت1387ساعت 4 بعد از ظهر  توسط محمود صادق پور  | 

ايده ساخت فيلم

ماجراي فردي كه خانواده خود را از دست داده و تنها برايش 5 "دوست" باقي مانده است. او تلاش مي كند كه اين 5 نفر را از دست ندهد. مثلا يكي از آن ها را كه سخت مريض است، تيمارداري مي كند، يكي ديگر كه راننده جاده است را تلاش مي كند تا بازنشسته كند تا مبادا تصادف كند. و ...
از اون ايده هاي نابه ها. خدا توفيق بده براي ساختش.

 

2 نوشته شده در  چهارشنبه 18 اردیبهشت1387ساعت 12 بعد از ظهر  توسط محمود صادق پور  | 

چرا
 

 

چرا اين همه فضاي فيلم هاي ما پر از ماجراهاي عاشقانه تكراري، دختران فراري، اعتياد، طلاق، و ... هست. يعني اين موضوعات اين قدر كشش دارن يا شايدم نشون دهنده زيادشدن اين مسائل در جامعمون هست. چرا كسي راجع به اين اقتصاد لعنتي فيلم نمي سازه. چرا كسي درباره عكاس ها، درباره زندگي شركت هاي كوچك و ... فيلم نمي سازه. اگه دقت كرده باشين اين فيلم ها در دنيا فروش خوبي داره.

 

2 نوشته شده در  شنبه 14 اردیبهشت1387ساعت 1 بعد از ظهر  توسط محمود صادق پور  | 

محل

به نظر شما چرا ما سعي مي كنيم به افرادي كه محلمون نمي دن نزديك بشيم. چي رو مي خواهيم اثبات كنيم. وقتي يكي نسبت به تو بي توجه هست چرا تو مدام خودت رو كوچيك مي كني؟
...
ولي يه موقع هست كه طرفمون برادر كوچيك ترمونه يا مادرمونه يا خيلي هاي ديگه. و از طرفي مي دونيم كه داره اشتباه مي كنه. پس سعي مي كنيم يك جوري بهش بفهمونيم. قبول دارم كه بعضي افراد اگر به آدم توهين هم كنن باز هم نمي تونيم ازشون دل بكنيم.

تو نيكي مي كن و در دجله انداز ...

 

2 نوشته شده در  یکشنبه 8 اردیبهشت1387ساعت 5 بعد از ظهر  توسط محمود صادق پور  |